پرش به محتوای اصلی
منوچهری منوچهری

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۴۰

نوبهار از خوید و گل‌آراست گیتی رنگ رنگ

ارغوانی گشت خاک و پرنیانی گشت سنگ

گل شکفت و لاله بنمود از نقاب سرخ روی

آن ز عنبر برد بوی و این ز گوهر برد رنگ

شاخ بادام از شکوفه لعبتی شد آزری

جام‌های می گرفته برگ‌ها هر سو به چنگ

ابر شد نقاش چین و باد شد عطار روم

باغ شد ایوان نور و راغ شد دریای گنگ

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۴۲ - در مدح وزیر سلطان مسعود غزنویالا یا خیمگی! خیمه فروهل
  2. شمارهٔ ۴۳می ده پسرا! برگل، گل چون مل و مل چون گل
  3. شمارهٔ ۴۴ - در مدح سلطان مسعود غزنویآمد نوروز ماه با گل سوری به هم
  4. شمارهٔ ۴۵خیز بترویا! تا مجلس زی سبزه بریم
  5. شمارهٔ ۴۶ای دل چو هست حاصل کار جهان عدم
  6. شمارهٔ ۴۷ای بت زنجیر جعد، ای آفتاب نیکوان
  7. شمارهٔ ۴۸ - در مدح منوچهربن قابوسبرآمد ز کوه ابر مازندران
  8. شمارهٔ ۴۹ - در وصف شراب فرمایدای باده! فدای تو همه جان و تن من
همه‌ی قصاید و قطعات ←

منوچهری درباره‌ی منوچهری

ابوالنجم احمد بن قوص بن احمد دامغانی شاعر نیمهٔ اول قرن پنجم هجری قمری است. وی پس از تحصیل علوم و فضایل به خدمت امیر منوچهر فلک المعالی پسر شمس المعالی امیرقابوس وشمگیر والی گرگان رسید و به همین جهت تخلص منوچهری را اختیار کرد. وی بر ادب عربی و اشعار شاعران عرب و بر احوال و آثار شاعران پارسی احاطه داشت و نیز بر علوم دین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.