پرش به محتوای اصلی
منوچهری منوچهری

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۴۷

ای بت زنجیر جعد، ای آفتاب نیکوان

طلعت خورشید داری، قامت فردوسیان

نافرید ایزد زخوبان جهان چون تو کسی

دلربا و دلفریب و دلنواز و دلستان

گرت خوانم ماه، ماهی، ورت خوانم سرو،سرو

گرت خوانم حور، حوری، ورت خوانم جان، چو جان

مشک جعد و مشک خط و مشک ناف و مشکبوی

خوش سماع و خوش سرود و خوش کنار و خوش زبان

روت از گل درج دارد، درجت از عنبر طراز

مشکت از مه نافه دارد، ماهت از مشک آسمان

هم بت زنجیر جعدی، هم بت زنجیر زلف

هم بت لاله جبینی، هم بت لاله رخان

ای روان و جان من دایم ز تو با خرمی

ای سرا و باغ من دایم ز تو چون بوستان

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۴۹ - در وصف شراب فرمایدای باده! فدای تو همه جان و تن من
  2. شمارهٔ ۵۰ - در لغز شمع و مدح حکیم عنصریای نهاده بر میان فرق جان خویشتن
  3. شمارهٔ ۵۱ - در مدح علی‌بن محمدشبی گیسو فروهشته به دامن
  4. شمارهٔ ۵۲ - در شکایت از حسودان و دشمنان خود می‌فرمایدحاسدان بر من حسد کردند و من فردم چنین
  5. شمارهٔ ۵۳فغان ازین غراب بین و وای او
  6. شمارهٔ ۵۴ - در مدح شهریاررسم بهمن گیر و از نو تازه کن بهمنجنه
  7. شمارهٔ ۵۵ - در شکرگزاری عید و مدح خواجه محمدماه رمضان رفت و مرا رفتن او به
  8. شمارهٔ ۵۶ - در وصف جشن مهرگان و مدح ابوحرب بختیاربرخیز هان ای جاریه، می در فکن در باطیه
همه‌ی قصاید و قطعات ←

منوچهری درباره‌ی منوچهری

ابوالنجم احمد بن قوص بن احمد دامغانی شاعر نیمهٔ اول قرن پنجم هجری قمری است. وی پس از تحصیل علوم و فضایل به خدمت امیر منوچهر فلک المعالی پسر شمس المعالی امیرقابوس وشمگیر والی گرگان رسید و به همین جهت تخلص منوچهری را اختیار کرد. وی بر ادب عربی و اشعار شاعران عرب و بر احوال و آثار شاعران پارسی احاطه داشت و نیز بر علوم دین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.