پرش به محتوای اصلی
منوچهری منوچهری

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۴۶

ای دل چو هست حاصل کار جهان عدم

بر دل منه ز بهر جهان هیچ بار غم

افکنده همچو سفره مباش از برای نان

همچون تنور گرم مشو از پی شکم

تو مست خواب غفلتی و از برای تو

ایزد فکنده خوان کرم در سپیده دم

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۴۸ - در مدح منوچهربن قابوسبرآمد ز کوه ابر مازندران
  2. شمارهٔ ۴۹ - در وصف شراب فرمایدای باده! فدای تو همه جان و تن من
  3. شمارهٔ ۵۰ - در لغز شمع و مدح حکیم عنصریای نهاده بر میان فرق جان خویشتن
  4. شمارهٔ ۵۱ - در مدح علی‌بن محمدشبی گیسو فروهشته به دامن
  5. شمارهٔ ۵۲ - در شکایت از حسودان و دشمنان خود می‌فرمایدحاسدان بر من حسد کردند و من فردم چنین
  6. شمارهٔ ۵۳فغان ازین غراب بین و وای او
  7. شمارهٔ ۵۴ - در مدح شهریاررسم بهمن گیر و از نو تازه کن بهمنجنه
  8. شمارهٔ ۵۵ - در شکرگزاری عید و مدح خواجه محمدماه رمضان رفت و مرا رفتن او به
همه‌ی قصاید و قطعات ←

منوچهری درباره‌ی منوچهری

ابوالنجم احمد بن قوص بن احمد دامغانی شاعر نیمهٔ اول قرن پنجم هجری قمری است. وی پس از تحصیل علوم و فضایل به خدمت امیر منوچهر فلک المعالی پسر شمس المعالی امیرقابوس وشمگیر والی گرگان رسید و به همین جهت تخلص منوچهری را اختیار کرد. وی بر ادب عربی و اشعار شاعران عرب و بر احوال و آثار شاعران پارسی احاطه داشت و نیز بر علوم دین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.