پرش به محتوای اصلی
منوچهری منوچهری

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۴۵

خیز بترویا! تا مجلس زی سبزه بریم

که جهان تازه شد و ما ز جهان تازه‌تریم

بر بنفشه بنشینیم و پریشیم خطت

تا به دو دست و به دو پای بنفشه سپریم

چون قدح گیریم از چرخ دو بیتی شنویم

به سمنبرگ چو می خورده شود لب ستریم

وگر ایدونکه بینجامدمان نقل و نبیذ

چارهٔ هر دو بسازیم که ما چاره گریم

بمزیم آب دهان تو و می انگاریم

دو سه بوسه بدهیم آنگه نقلش شمریم

نخوریم انده گیتی که بسی فایده نیست

اگر ایدونکه بریم انده او یا نبریم

پیش کاین گیتی ما را بزند یا بخورد

ما ملکوار مر او را بزنیم و بخوریم

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۴۷ای بت زنجیر جعد، ای آفتاب نیکوان
  2. شمارهٔ ۴۸ - در مدح منوچهربن قابوسبرآمد ز کوه ابر مازندران
  3. شمارهٔ ۴۹ - در وصف شراب فرمایدای باده! فدای تو همه جان و تن من
  4. شمارهٔ ۵۰ - در لغز شمع و مدح حکیم عنصریای نهاده بر میان فرق جان خویشتن
  5. شمارهٔ ۵۱ - در مدح علی‌بن محمدشبی گیسو فروهشته به دامن
  6. شمارهٔ ۵۲ - در شکایت از حسودان و دشمنان خود می‌فرمایدحاسدان بر من حسد کردند و من فردم چنین
  7. شمارهٔ ۵۳فغان ازین غراب بین و وای او
  8. شمارهٔ ۵۴ - در مدح شهریاررسم بهمن گیر و از نو تازه کن بهمنجنه
همه‌ی قصاید و قطعات ←

منوچهری درباره‌ی منوچهری

ابوالنجم احمد بن قوص بن احمد دامغانی شاعر نیمهٔ اول قرن پنجم هجری قمری است. وی پس از تحصیل علوم و فضایل به خدمت امیر منوچهر فلک المعالی پسر شمس المعالی امیرقابوس وشمگیر والی گرگان رسید و به همین جهت تخلص منوچهری را اختیار کرد. وی بر ادب عربی و اشعار شاعران عرب و بر احوال و آثار شاعران پارسی احاطه داشت و نیز بر علوم دین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.