پرش به محتوای اصلی
مهستی گنجوی مهستی گنجوی

رباعیات

رباعی شمارۀ ۱۹

گفتم که لبم به بوسه‌ای مهمان است

گفتا که بهای بوسهٔ من جان است

عقل آمد و در پهلوی من زد انگشت

یعنی که خموش، بیع کن که‌ارزان است

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارۀ ۲۱آن بت که رخش رشک گل و یاسمن است
  2. رباعی شمارۀ ۲۲با خصم منت همیشه دمسازی‌هاست
  3. رباعی شمارۀ ۲۳گیسو به سر زلف تو درخواهم بست
  4. رباعی شمارۀ ۲۴آن کودک نعل‌بند داس اندر دست
  5. رباعی شمارۀ ۲۵چون با دل تو نیست وفا در یک پوست
  6. رباعی شمارۀ ۲۶جوله پسری که جان و دل خستهٔ اوست
  7. رباعی شمارۀ ۲۷آتش‌روئی پریر در ما پیوست
  8. رباعی شمارۀ ۲۸دل جای غم توست چنان تنگ که هست
همه‌ی رباعیات ←

مهستی گنجوی درباره‌ی مهستی گنجوی

مَهْسِتی گنجوی از شاعران زن متقدم تاریخ ادبیات فارسی و همدوره با غزنویان بوده است. همسر وی را امیراحمد پسر خطیب گنجه و سال وفات وی را ۵۷۶ یا ۵۷۷ هجری قمری نوشته‌اند. از وی کتاب کامل و مستقلی باقی نمانده است (اطلاعات بیشتر). مجموعهٔ رباعیات مهستی به همت آقای علی پی‌سپار و از روی یک نسخهٔ چاپ شده در آذربایجان شوروی به گ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.