پرش به محتوای اصلی

ادامه‌ی ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی

  1. شمارهٔ ۷۰ - به شاهد لغت چکوک بمعنی چکاوکچون ماهی شیم کی خورد غوطه چغوک
  2. شمارهٔ ۷۱ - به شاهد لغت کوک، بمعنی نوعی تره یا کاهواز زبان باشد بر مردم دانی
  3. شمارهٔ ۷۲ - به شاهد لغت لوچ، احول، دوبینآن تویی کور و تویی لوچ و تویی کوچ بلوچ
  4. شمارهٔ ۷۳ - به شاهد لغت بستر آهنگ، به معنی لحاف یا آنچه بر روی لحاف و نهالی پوشند که گرد بر آن ننشیندخوشا حال لحاف و بستر آهنگ
  5. شمارهٔ ۷۴ - به شاهد لغت ملنگ، به معنی بیهوشز جا جست چون آتشی بی‌درنگ
  6. شمارهٔ ۷۵ - به شاهد لغت ماژ، بمعنی عشرت و سور کردندرین محنت سرای شادی و غم
  7. شمارهٔ ۷۶ - به شاهد لغت گولانج، بمعنی حلوایی که لابرلا نیز گویندگولانج و گوشت و گرده و گوز آب و گادنی
  8. شمارهٔ ۷۷ - به شاهد لغت وارون، بمعنی نحسندانم بخت را با من چه کین است
همه‌ی ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی ←

لبیبی درباره‌ی لبیبی

لَبیبی شاعر ایرانی نیمه نخست سدهٔ پنجم هجری و از استادان مسلم زبان پارسی بوده اما امروز از اشعار او جز از اندکی در دست نیست. وی ظاهراً از مردم خراسان و از دوستان فرخی سیستانی و از کسانی بوده که عنصری با وی خصومت داشته است. مسعود سعد سلمان در قصیده‌ای که به استقبال او ساخته است او را استاد و سیدالشعرا خوانده است. یکی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.