پرش به محتوای اصلی

ادامه‌ی ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی

  1. شمارهٔ ۵۴ - به شاهد لغت زاج سور، بمعنی مهمانی و سوری که در حین زادن زن کنندخزاین تهی شد در آن زاج سور
  2. شمارهٔ ۵۵ - به شاهد لغت گرازد، به معنی از روی ناز و تکبر خرامدبه روز نبرد آن هژبر دلیر
  3. شمارهٔ ۵۶ - به شاهد لغت شهریر، بمعنی روز چهارم از هر ماه (شهریور)چو در روز شهریر آمد بشهر
  4. شمارهٔ ۵۷ - به شاهد لغت ناگوار، بمعنی چیزی ناگوار و بدهضم که گوارا نشود و مرد گران جان و بمعنی تخمه و امتلااز سخای تو ناگوار گرفت
  5. شمارهٔ ۵۸ - به شاهد لغت غرشیده، بمعنی خشم آلودهچو غرشیده گشتی ز کین و ستیز
  6. شمارهٔ ۵۹ - به شاهد لغت ارزیز، بمعنی قلعیگرچه زردست همچو زر پشیز
  7. شمارهٔ ۶۰ - به شاهد لغت لنج، بمعنی بیرون رویکره‌ای را که کسی نرم نکرده‌ست‌، متاز
  8. شمارهٔ ۶۱ - به شاهد لغت ناژ، به معنی درختی مانند سروایا ز بیم زبانم نَژَند گشته و هاژ
همه‌ی ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی ←

لبیبی درباره‌ی لبیبی

لَبیبی شاعر ایرانی نیمه نخست سدهٔ پنجم هجری و از استادان مسلم زبان پارسی بوده اما امروز از اشعار او جز از اندکی در دست نیست. وی ظاهراً از مردم خراسان و از دوستان فرخی سیستانی و از کسانی بوده که عنصری با وی خصومت داشته است. مسعود سعد سلمان در قصیده‌ای که به استقبال او ساخته است او را استاد و سیدالشعرا خوانده است. یکی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.