پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

خسرو و شیرین

بخش ۱۶ - نصیحت کردن شاپور به خسرو و دلالت کردن او را به شکر

سخن پرداز گویای خردمند

چنین برداشت از دُرج گهر بند

که چون خسرو ز یار عصمت اندیش

به مشگوی خود آمد با دل ریش

ندیم خاص شاپور خردمند

به همراهی سخن را نکته پیوند

که تا دوران گردون را روائیست

بنای کار او بر بی‌وفائیست

جوابش باز گفتی خسرو از درد

که با تقدیر نتوان داوری کرد

اگر شیرین ز راه بی وفائی

برید از آشنایان آشنائی

مگو کاین تلخ از شیرین نکو نیست

که عیب از بخت بدخویست زو نیست

به هر نیک و بدی کاندر میانست

گنه بر بخت و تهمت بر زمانست

چو تلخی می‌کند بخت نژندم

گله بر گیسوی شیرین چه بندم

ملک گفتا که دارد کس ز عشاق

بتی شیرین‌تر از شیرین در آفاق

به پاسخ گفت شاپور سخن سنج

که ای در هفت کشور نوبتت پنج

ز آتش گاه سرما خوش بود تاب

به قدری تشنگی شیرین بود آب

گرسنه کش نباشد صبر چندان

جُوَش جلغوزه باشد زیر دندان

دو چیز است اتفاق هوشمندان

کزان باشد خلاص مستمندان

یکی چون بی وفا باشد نگاری

به دل کردن به دیگر گل‌عذاری

دگر زآنجا که شد عشق آتش انگیز

بر آهنگ سفر گشتن سبک خیز

شنیدم در سپاهان است ماهی

بتان روم و چین را قبله‌گاهی

شکر نامی و شور انگیز عشاق

به شیرینی چو شیرین در جهان طاق

بجز تو دل به کس مایل ندارد

بجز پیوند تو در دل ندارد

ادامه‌ی خسرو و شیرین

  1. بخش ۱۸ - غزل سرائی شکر در مجلس خسروچه فرخ روزگاری باشد آن روز
  2. بخش ۱۹ - بردن شکر خسرو را به خانهٔ خویش به مهمانیبه صد خواهشگری شهرا پریروی
  3. بخش ۲۰ - عقد کردن خسرو شکر راعروس صبح دم چون پرده برداشت
  4. بخش ۲۱ - خبر یافتن شیرین از عقد کردن خسرو شکر را و به صحرا رفتن و ملاقاتش با فرهادخبر شد چون به شیرین مشوش
  5. بخش ۲۲ - جوی کندن فرهاد به دستور شیرین در کوه بیستونبرون آمد چو صبح عالم افروز
  6. بخش ۲۳ - آواره شدن فرهاد از عشق شیرینچو شیرین که گهی پیشش رسیدی
  7. بخش ۲۴ - آگاهی خسرو از عشق فرهادحکایت فاش گشت اندر زمانه
  8. بخش ۲۵ - بیتی چند از عتاب نامهٔ خسرو به شیرینبه نام آنکه تن را نور جان داد
همه‌ی خسرو و شیرین ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.