پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

خسرو و شیرین

بخش ۲۲ - جوی کندن فرهاد به دستور شیرین در کوه بیستون

برون آمد چو صبح عالم افروز

بسان جوی شیر از چشمهٔ روز

به کوه انداختن فرزانه فرهاد

به کوه سنگ شد چون کوه پولاد

دل خارا به نیروئی همی کند

که در هر ضربتی جوئی همی کند

چو بر کارش فتادی چشم یارش

یکی را ده شدی نیروی کارش

به نظاره شدی گه گه پریروی

نشستی یک زمانی بر لب جوی

چو دیدی دستگاه کوه کن را

گزیدی پشت دست خویشتن را

امیدش را به وعده بند کردی

بدان وعده دلش خرسند کردی

ادامه‌ی خسرو و شیرین

  1. بخش ۲۴ - آگاهی خسرو از عشق فرهادحکایت فاش گشت اندر زمانه
  2. بخش ۲۵ - بیتی چند از عتاب نامهٔ خسرو به شیرینبه نام آنکه تن را نور جان داد
  3. بخش ۲۶ - از جواب نامهٔ شیرین به خسروبه نام نقشبند لوح هستی
  4. بخش ۲۷ - بازگشت خسرو از اصفهان و خواب دیدن اوچو در ارمن رسید از جنبش تیز
  5. بخش ۲۸ - رفتن خسرو پیش فرهاد و مناظرهٔ ایشانشهنشه گفت کز بخت دل افروز
  6. بخش ۲۹ - مردن فرهاد در عشق شیرینملک را بود زنگی پاسبانی
  7. بخش ۳۰ - رسیدن خبر مرگ فرهاد به شیرین و زاری اوکه چون فرهاد روز خود به سر برد
  8. بخش ۳۱ - مناجات شیرین در شب فراقشبی تاریک چون دریائی از قیر
همه‌ی خسرو و شیرین ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.