پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

خسرو و شیرین

بخش ۱۵ - پاسخ شیرین به خسرو

شکر پاسخ ز شکر بند بگشاد

به پاسخ لعل شکر خند بگشاد

که باشم من به خدمت زیر دستی

کنیزان ترا آئین پرستی

وگر نزد تو قدری دارد این خاک

به مژگان روبم از راه تو خاشاک

بزرگان گفته‌اند این نکته دیر است

که هر کو سیر باشد زود سیر است

چو مرغی خرمنی بیند بهر گام

به یک خرمن دلش کی گیرد آرام

چرا گل دامن از بلبل نچیند

که هر دم بر گلی دیگر نشیند

من آن سرچشمهٔ شیرین گوارم

که آب زندگانی نام دارم

تو گر خواهی به چشمه راه جوئی

بنوشی شربتی و دست شوئی

بگو تا درکشم دست از عنانت

غبار خود بروبم ز آستانت

ورت پخته است سودائی که داری

بیابی خود تمنائی که داری

مرا نیز اعتمادی باشد از بخت

که آسان نشکند بیخیکه شد سخت

بنای دوستی چون محکم افتد

خلل ز آسیب دورانش کم افتد

چنان پیوند کن مهر ابد را

که دوری ره نماید چشم بد را

ملک گفتا که بر یاران جانی

بدین غایت نشاید بدگمانی

ادامه‌ی خسرو و شیرین

  1. بخش ۱۷ - رفتن خسرو به اصفهان به هوای شکرهوای دلبر نو کرده در دل
  2. بخش ۱۸ - غزل سرائی شکر در مجلس خسروچه فرخ روزگاری باشد آن روز
  3. بخش ۱۹ - بردن شکر خسرو را به خانهٔ خویش به مهمانیبه صد خواهشگری شهرا پریروی
  4. بخش ۲۰ - عقد کردن خسرو شکر راعروس صبح دم چون پرده برداشت
  5. بخش ۲۱ - خبر یافتن شیرین از عقد کردن خسرو شکر را و به صحرا رفتن و ملاقاتش با فرهادخبر شد چون به شیرین مشوش
  6. بخش ۲۲ - جوی کندن فرهاد به دستور شیرین در کوه بیستونبرون آمد چو صبح عالم افروز
  7. بخش ۲۳ - آواره شدن فرهاد از عشق شیرینچو شیرین که گهی پیشش رسیدی
  8. بخش ۲۴ - آگاهی خسرو از عشق فرهادحکایت فاش گشت اندر زمانه
همه‌ی خسرو و شیرین ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.