پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۰

مرو زینسان که هر سو جامه جان چاک خواهد شد

جهانی در سر این غمزه بیباک خواهد شد

خدا را، زو نپرسی و مرا سوزی بجای او

که کشته عالمی زان نرگس بیباک خواهد شد

روید، ای دوستان، هر جا که می باید، من و کویش

که این تن خاک این جایست و اینجا خاک خواهد شد

تو میزن غمزه تا من می خورم خوش خوش سنان تو

چه غم دارد ترا، گر سینه من چاک خواهد شد

زهی شادی که او آید، ببیند حال من، لیکن

من این شادی نمی خواهم که او غمناک خواهد شد

بسوزم خویشتن از جور بخت بد، ولی ترسم

که آتش سوخته از ننگ این خاشاک خواهد شد

مبین زین سو که جانم از خیال مهره چشمت

چو گنجشک گروهه کرده در تاباک خواهد شد

خیال خط تو همراه جانم باشد آن روزی

که نام من، ز لوح زندگانی پاک خواهد شد

ازان لب تلخ می گویی، مترس از خنده خسرو

که هر زهری که می آید بر آن، تریاک خواهد شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۲سخن می گفتم از لبهاش در کامم زبان گم شد
  2. شمارهٔ ۴۳۳ز عارض، طره بالا کن که کار خلق در هم شد
  3. شمارهٔ ۴۳۴کسی را کاین چنین زلف و بناگوش آن چنان باشد
  4. شمارهٔ ۴۳۵ترا از وجه دل بردن ورای حسن آن باشد
  5. شمارهٔ ۴۳۶مرا تا آشنایی با بتان دل ربا باشد
  6. شمارهٔ ۴۳۷مبارک بامدادی کان جمال اندر نظر باشد
  7. شمارهٔ ۴۳۸سخن در پرده می گویی، زبان دانی همین باشد
  8. شمارهٔ ۴۳۹خوشم کردی به دشنامی توقع بیش می‌باشد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.