پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۷۶

هر جا که لب به خنده گشاید دهان تو

خونابه ایست از لب چون ناردان تو

ای بس عنان که بر سر کوی تو شد ز دست

کز راه جور باز نتابد عنان تو

شد خانمان صبر همه غارت و خراب

از ترکتاز غمزه نامهربان تو

از خوی بد چه ظلم که بر ما نمی کنی

آخر چه کرده ام من مسکین از آن تو

عشق تو بس که بر دل خسرو زده ست زخم

گره است امید زیستنم هم به جان تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۷۸گر باده می خورم به سر من خمار تو
  2. شمارهٔ ۱۶۷۹هر شب منم فتاده به گرد سرای تو
  3. شمارهٔ ۱۶۸۰بوی وفا ز طره عنبرفشان تو
  4. شمارهٔ ۱۶۸۱مست آمد آن نگار که ما مست روی او
  5. شمارهٔ ۱۶۸۲عشق نوست و یار نوست و بهار نو
  6. شمارهٔ ۱۶۸۳سوی شکار، ای پسر نازنین، مرو
  7. شمارهٔ ۱۶۸۴ای خرد مست لعل چون می تو
  8. شمارهٔ ۱۶۸۵ای به بالا بلند و زیبا تو
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.