پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۷۹

هر شب منم فتاده به گرد سرای تو

تا روز آه و ناله کنم از برای تو

روزی که ذره ذره شود استخوان من

باشد هنوز در دل تنگم هوای تو

هرگز شب وصال تو روزی نشد مرا

ای وای بر کسی که بود مبتلای تو

جان را روان برای تو خواهم نثار کرد

دستم نمی دهد که نهم سر به پای تو

جانا، بیا ببین تو شکسته دلی من

عمری گذشته است منم آشنای تو

بر حال زار من نظری کن ز روی لطف

تو پادشاه حسنی و خسرو گدای تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۸۱مست آمد آن نگار که ما مست روی او
  2. شمارهٔ ۱۶۸۲عشق نوست و یار نوست و بهار نو
  3. شمارهٔ ۱۶۸۳سوی شکار، ای پسر نازنین، مرو
  4. شمارهٔ ۱۶۸۴ای خرد مست لعل چون می تو
  5. شمارهٔ ۱۶۸۵ای به بالا بلند و زیبا تو
  6. شمارهٔ ۱۶۸۶یا دلم را به راز محرم شو
  7. شمارهٔ ۱۶۸۷لاله دمد از خون شهیدان غم او
  8. شمارهٔ ۱۶۸۸تا شدم چشم آشنا با روی تو
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.