پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۵۸

آن شکل جولانش نگر، وان خلق در دنبال او

وان خواب نازآلود بین، وین غمزه قتال او

یک تار مویش را صبا هر دو جهان گوید بها

هرگز بدین ندهم رضا گر من بوم دلال او

خنگش چو از جا در جهد هرگز نه پیشش سر نهد

سبزه به خط خود دهد فتوای خون و مال او

گر در شکار آن کینه کش گاهی به میدان مست و خوش

مسکین دل دیوانه وش سرگشته در دنبال او

گر می پرد این چشم تر کان رویش آید در نظر

بگذر، دلا، کاندر اثر خون می چکد از خال او

آه دل زارم کنون سوزان نمی آید برون

کش داغها اندر درون گنجد، نگنجد حال او

در بند آن زلف دو تا دیوانه ام دایم، دلا

زنهار زنهار، ای صبا، گه گه بپرسی حال او

خسرو شناسد سوز من، و آن ناله دلسوز من

زان کاگهست از روز من، شبهای همچون سال او

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۶۰خیزد چو از خواب آن پسر تا کس نشوید روی او
  2. شمارهٔ ۱۶۶۱ای زندگانی بخش من لعل شکر گفتار تو
  3. شمارهٔ ۱۶۶۲گر چه که هست خون دل باده خوشگوار تو
  4. شمارهٔ ۱۶۶۳تا به زمانه شد خبر از مه با کمال تو
  5. شمارهٔ ۱۶۶۴باز به خون خلق شد چشم جفانمای تو
  6. شمارهٔ ۱۶۶۵نیست گشاده چشم من جز به خیال روی تو
  7. شمارهٔ ۱۶۶۶روی یار از سبزه تر بوستانی یافت نو
  8. شمارهٔ ۱۶۶۷مست می گردی ز خانه، بیش نافرمان مشو
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.