پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۶۱

ای زندگانی بخش من لعل شکر گفتار تو

در آرزوی مردنم از حسرت دیدار تو

گر شهد بینم در زبان یا آب حیوان در دهان

تحقیق می دانم که آن نبود به جز گفتار تو

معذوری ار زلف سیه پوشی به روی همچو مه

سیری ندارد هیچگه چون دیده از دیدار تو

گر خود ترا زین چشم تر دشواری آید در نظر

بیرون کشم دیده ز سر آسان کنم دشوار تو

زین پس به خوبان ننگرم، در کوی ایشان نگذرم

گر هیچ، یک ره جان برم از غمزه خونخوار تو

خواهی نمک زن ریش را، خواهی بکش درویش را

هر خون که باشد خویش را بر بسته ام دربار تو

در کوی تو بر هر دری افتاده می بینم سری

این نیست کار دیگری جز کار تو، جز کار تو

چون غم به گفتار آورم یا دیده در کار آورم

چون رو به دیوار آورم باری بود دیوار تو

خواهی که بهر خنده‌ای پیش افگنی افگنده ای

اینک چو خسرو بنده ای او بندهٔ دیدار تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۶۳تا به زمانه شد خبر از مه با کمال تو
  2. شمارهٔ ۱۶۶۴باز به خون خلق شد چشم جفانمای تو
  3. شمارهٔ ۱۶۶۵نیست گشاده چشم من جز به خیال روی تو
  4. شمارهٔ ۱۶۶۶روی یار از سبزه تر بوستانی یافت نو
  5. شمارهٔ ۱۶۶۷مست می گردی ز خانه، بیش نافرمان مشو
  6. شمارهٔ ۱۶۶۸مردم چشم مرا برد آب و گر آیی درو
  7. شمارهٔ ۱۶۶۹از من، ای ساده پسر، دور مشو
  8. شمارهٔ ۱۶۷۰پر زخم است و شکست زلف گرانبار تو
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.