پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۶۳

تا به زمانه شد خبر از مه با کمال تو

شیفته گشت عالمی ز ابروی چون هلال تو

تا به دو هفته ماه اگر راست کند جمال تو

تیز نگاهش اوفتد هر شبی از کمال تو

از خطت ار چه کشته شد خلق بترس از خدا

نامه او سیاه باد از رقم وبال تو

قرعه دروغ می زنم بهر صبوری، ارنه کو

دولت آنکه بنگرم روی خجسته فال تو

دور ز بندگی تو گر چه خیال گشته ام

از دل و دیده می کنم بندگی خیال تو

گیر که ذره بر رود، کی رسد آفتاب را

همت مدبری چو من، پس هوس وصال تو

خال تو گشت و چشم من رهزن خال چون منی

کافر سرخ چشم من دزد دلم خیال تو

نخل قد تو دردلم کاب همی خورد ز خون

بین که چه میوه می دهد زین خورشم نهال تو

عمر به کنج فرقتم رفت و نگفتیم گهی

این قدری که خسروا، چیست به گوشه حال تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۶۵نیست گشاده چشم من جز به خیال روی تو
  2. شمارهٔ ۱۶۶۶روی یار از سبزه تر بوستانی یافت نو
  3. شمارهٔ ۱۶۶۷مست می گردی ز خانه، بیش نافرمان مشو
  4. شمارهٔ ۱۶۶۸مردم چشم مرا برد آب و گر آیی درو
  5. شمارهٔ ۱۶۶۹از من، ای ساده پسر، دور مشو
  6. شمارهٔ ۱۶۷۰پر زخم است و شکست زلف گرانبار تو
  7. شمارهٔ ۱۶۷۱پرده صبرم درید غمزه دلدوز تو
  8. شمارهٔ ۱۶۷۲گر نه کمند بلاست بر دل عشاق تو
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.