پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۷۱

پرده صبرم درید غمزه دلدوز تو

زهره من آب کرد عشق جهانسوز تو

من که سحر هر شبی دم نزنم تا به صبح

ترسم روشن شود مهر دل افروز تو

رنگ گل عارضت روز به روز است نو

خارکشی را چه رنگ از گل نوروز تو

هندوی چشم ترا غارت ترکان چین

نیکویی آموخته است زلف بدآموز تو

تا تو بر اهل صواب تیر زنی بی خطا

هست کمان بلند ابروی کین توز تو

خسرو بیچاره کرد وقف هوای تو دل

گر چه پی جانست گرد غمزه دلدوز تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۷۳نوبت خوبی زدند در شب گیسوی تو
  2. شمارهٔ ۱۶۷۴عاشق و دیوانه ام، سلسله یار کو
  3. شمارهٔ ۱۶۷۵خون گریم ار چه از ستم بیکران تو
  4. شمارهٔ ۱۶۷۶هر جا که لب به خنده گشاید دهان تو
  5. شمارهٔ ۱۶۷۷کس چون جهد ز گیسوی همچون کمند تو
  6. شمارهٔ ۱۶۷۸گر باده می خورم به سر من خمار تو
  7. شمارهٔ ۱۶۷۹هر شب منم فتاده به گرد سرای تو
  8. شمارهٔ ۱۶۸۰بوی وفا ز طره عنبرفشان تو
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.