پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۶۶

روی یار از سبزه تر بوستانی یافت نو

چشم من بهر تماشا گلستانی یافت نو

تا لب او در ته هر موی خط جان نمود

بنده زان لب در ته هر موی جانی یافت نو

بود ناپیدا دهانش تیز دیدم بوسه جاش

در لب از دندانی نشانی شد دهانی یافت نو

ماه من زلف سیه بر خط سبزت سر نهاد

طوطی شکر خورت هندوستانی یافت نو

دی کمر بستی و در وی بسته شد مویی ز جعد

نی میان بودی تهی گاهت میانی یافت نو

قامت تو کز ضعیفی بسته در مویت نماند

بر سر هر تار مویی خانمانی یافت نو

بس که نونو داستانت فتنه شد بر هر زبان

هر زبان از قصه من داستانی یافت نو

بس که سودم روی زرد خویش بر خاک درت

باد هردم ز آستانت زعفرانی یافت نو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۶۸مردم چشم مرا برد آب و گر آیی درو
  2. شمارهٔ ۱۶۶۹از من، ای ساده پسر، دور مشو
  3. شمارهٔ ۱۶۷۰پر زخم است و شکست زلف گرانبار تو
  4. شمارهٔ ۱۶۷۱پرده صبرم درید غمزه دلدوز تو
  5. شمارهٔ ۱۶۷۲گر نه کمند بلاست بر دل عشاق تو
  6. شمارهٔ ۱۶۷۳نوبت خوبی زدند در شب گیسوی تو
  7. شمارهٔ ۱۶۷۴عاشق و دیوانه ام، سلسله یار کو
  8. شمارهٔ ۱۶۷۵خون گریم ار چه از ستم بیکران تو
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.