پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۵۴

خلقی همه در شهر و مرا جا به دگر سو

هر کس به رهی و من تنها به دگر سو

بینم چو به راهش بدوم، پاش بگیرم

دستم به دگر سو رود و پا به دگر سو

وه این چه زمان بود که کردیم وداعش

کو رفت به سوی دگر و ما به دگر سو

رو می ننهد خسته دلم جز به وی آری

هر کسی رود از بهر تماشا به دگر سو

صوفی، مدهم پند که رو از سر کویش

زیرا که نخواهم شد ازینجا به دگر سو

جان برد و من از دل طلبم، وه که چه طرفه

دامم به دگر سو و تقاضا به دگر سو

او رفت و من از بیخودی خویش ندیدم

کو باز سوی خانه بشد یا به دگر سو

در عشق عفاالله طلبم وصل تو، زشت است

معشوق دگر سو و تمنا به دگر سو

آیا بود آن روز که با هم بنشینیم

آشوب دگر سو شده، غوغا به دگر سو

گر کام رسد ور نرسد، دوست بسنده است

خسرو نرسد از رخ زیبا به دگر سو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۵۶من اینجا و دل گمره در آن کو
  2. شمارهٔ ۱۶۵۷زینسان که ناوک می زند چشم شکارانداز او
  3. شمارهٔ ۱۶۵۸آن شکل جولانش نگر، وان خلق در دنبال او
  4. شمارهٔ ۱۶۵۹ترکی ست بدخو آنکه من دارم سر و سودای او
  5. شمارهٔ ۱۶۶۰خیزد چو از خواب آن پسر تا کس نشوید روی او
  6. شمارهٔ ۱۶۶۱ای زندگانی بخش من لعل شکر گفتار تو
  7. شمارهٔ ۱۶۶۲گر چه که هست خون دل باده خوشگوار تو
  8. شمارهٔ ۱۶۶۳تا به زمانه شد خبر از مه با کمال تو
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.