پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۵۲

از دوری خود، جانا، حال دل من بشنو

اندوه فراق گل از مرغ چمن بشنو

زان موی بناگوشت هر کس گله ای دارد

آن طره به یک سو نه از گوش، سخن بشنو

نافه همه بوی خوش از بوی تو می دزدد

غمازی آن دزدی از مشک ختن بشنو

با این همه نیکویی اندر حق مسکینان

مشنو سخن بدگو، گفت بد من بشنو

از باد هوایت دل صد جان بدرید، این خود

بشکفت گلی دیگر، ای غنچه دهن، بشنو

تو جان منی و من دور از تو همی میرم

ای جان جدا مانده، آخر غم تن بشنو

بشکست می لعلت چون توبه خسرو را

اکنون صفت مستی زان توبه شکن بشنو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۵۴خلقی همه در شهر و مرا جا به دگر سو
  2. شمارهٔ ۱۶۵۵ای سبزه دمانید به گرد قمر از مو
  3. شمارهٔ ۱۶۵۶من اینجا و دل گمره در آن کو
  4. شمارهٔ ۱۶۵۷زینسان که ناوک می زند چشم شکارانداز او
  5. شمارهٔ ۱۶۵۸آن شکل جولانش نگر، وان خلق در دنبال او
  6. شمارهٔ ۱۶۵۹ترکی ست بدخو آنکه من دارم سر و سودای او
  7. شمارهٔ ۱۶۶۰خیزد چو از خواب آن پسر تا کس نشوید روی او
  8. شمارهٔ ۱۶۶۱ای زندگانی بخش من لعل شکر گفتار تو
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.