پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۶۲

تُرک من بر عزم رفتن تیر در ترکش مکن

غمزهٔ خون ریز را بر فتنه لشکرکش مکن

زآن دل سنگین چو کردی تیر پیکان مژه

تا مرا جان هست در تن تیر در ترکش مکن

گر نداری زان لب شیرین شکر ورزیدنم

خندهٔ دزدیده زآن لبهای شکروش مکن

پای کوبان می‌رود خنگت بر آتشلاخ نُه

گو برای جان ما را لعل در آتش مکن

چرخ مه گم کرد و زلفت یافت، پنهانش مدار

هفت دوران است سیار فلک را شش مکن

پیش رفته‌ست آب چشمم، خسرو از بهر وداع

ابر بارانی‌ست در ره، تنگ بر ابرش مکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۶۴بی وفا یارا، چنین هم بی وفاداری مکن
  2. شمارهٔ ۱۵۶۵تا کی، ای مه روی، کین انگیختن؟
  3. شمارهٔ ۱۵۶۶خویش را در کوی بی خویشی فگن
  4. شمارهٔ ۱۵۶۷عمر برفت و نرفت عشق ز سودای من
  5. شمارهٔ ۱۵۶۸ای دل از آنها که رفت، گر بتوانی مکن
  6. شمارهٔ ۱۵۶۹از شب گیسوی تست روشنی روز من
  7. شمارهٔ ۱۵۷۰ای دل به چشم عبرت نظارهٔ جهان کن
  8. شمارهٔ ۱۵۷۱یک ره ز در برون آ، قصد هزار جان کن
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.