پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۶۷

عمر برفت و نرفت عشق ز سودای من

ترک جوانان نگفت این دل شیدای من

بسته به جانم کمر پیش بتان چون کنم

خاصیت این می دهد طالع جوزای من

تا به خرابات عشق دامنم آلوده گشت

بر سر بازار عشق پیش نشد پای من

پختن سودای وصل، جان و دلم را بسوخت

چون نگرم، خام بود، این همه سودای من

آینه گر روی تست، آه دل، ای آه دل

علت اگر عشق تست، وای من، ای وای من

تو به قتال منی، من به تماشای تو

بهتر از این خود نبود هیچ تمنای من

تا تو به چشم آمدی از پس این، هیچ گه

در رخ خوبان ندید چشم گهرزای من

بیش نیامد مرا شکل گلی پیش چشم

بیش خسی نگذرد بر لب دریای من

قصه باران اشک بیش نگویم، ازآنک

در خور گوش تو نیست لؤلؤی لالای من

بهر چه می‌داری‌ام، بنده اگر کشتنی ست

رنجه کن آن تیغ را بهر تقاضای من

خسرو بیدل ز شوق بر در تو خاک شد

هیچ نگفتی «کجاست عاشق تنهای من؟»

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۶۹از شب گیسوی تست روشنی روز من
  2. شمارهٔ ۱۵۷۰ای دل به چشم عبرت نظارهٔ جهان کن
  3. شمارهٔ ۱۵۷۱یک ره ز در برون آ، قصد هزار جان کن
  4. شمارهٔ ۱۵۷۲تا چند کوشی آخر در خون بی‌گناهان‌؟
  5. شمارهٔ ۱۵۷۳ای دور مانده از نظر دورماندگان
  6. شمارهٔ ۱۵۷۴ای تیغ بر کشیده چو مردم کشندگان
  7. شمارهٔ ۱۵۷۵ای بی خبر، ز دیده بی خواب عاشقان
  8. شمارهٔ ۱۵۷۶ای باد، بوی یار بدین مبتلا رسان
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.