پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۷۰

ای دل به چشم عبرت نظارهٔ جهان کن

ظاهر نهان چه بینی‌؟ نظارهٔ نهان کن

پرواز کن به همّت، بر‌پر به اوج عزّت

جبریل اوج‌ِ خود شو، بر سدره آشیان کن

چشمت چو تندگیری چون پرده‌های دیده

بگشای پردهٔ دل، سرپوش از آن روان کن

زان زر که کم خوری گر دامن گرانت ماند

بر دار خاک و خارا دامان خود گران کن

عمر رونده خواهی پاینده تا قیامت

زنهار نام نیکو با عمر هم‌عنان کن

گر تخت عاج خواهی، خود را بلند منگر

در خاک تست بادی، زان مشت استخوان کن

بر خوی‌های ناخوش نه باد برد، باری

داری رمی ز گرگان زر ابروی شبان کن

ور در صدف چنانی کآرند روی در تو

آیینه‌های خود را آیینه جهان کن

رخ سوی شاه دل نه، کش در غزا خرد را

پس اسپ عشق در ران، فرزینش رایگان کن

بین شمع کش ز سوزش کشته‌ست جان روشن

گر روشنیت باید، تن را بسوز جان کن

خسرو به ملک شهرت‌، چندت زبان هرزه‌؟

عالم همه گرفتی، شمشیر در میان کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۷۲تا چند کوشی آخر در خون بی‌گناهان‌؟
  2. شمارهٔ ۱۵۷۳ای دور مانده از نظر دورماندگان
  3. شمارهٔ ۱۵۷۴ای تیغ بر کشیده چو مردم کشندگان
  4. شمارهٔ ۱۵۷۵ای بی خبر، ز دیده بی خواب عاشقان
  5. شمارهٔ ۱۵۷۶ای باد، بوی یار بدین مبتلا رسان
  6. شمارهٔ ۱۵۷۷برداشتن نظر ز نگاری نمی توان
  7. شمارهٔ ۱۵۷۸بنشست عشق یار به جانم چنان درون
  8. شمارهٔ ۱۵۷۹دل می بری و در خم مو می کنی، مکن
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.