پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۷۰

تیغ برکش که تا ز سر برهیم

تیر بگشای کز نظر برهیم

آشکارا مکش که تا باری

هم ز سر هم، ز درد سر برهیم

خشم کن تا بمیرم اندر حال

از تو وز خویشتن دگر برهیم

آخرم جرعه ای ببخش از لب

تا ازین عقل حیله گر برهیم

گفتیم «خوش بزی و عشق مباز»

زنده از دست تو اگر برهیم

وه که شب در میان کنم نروم

از تو روزی که، ای پسر، برهیم

غم خسرو بگویمت که اگر

از رفیقان بی هنر برهیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۷۲این تویی تا به خواب می‌بینم
  2. شمارهٔ ۱۴۷۳رویت، ای نازنین، که می بینم
  3. شمارهٔ ۱۴۷۴دوش می رفت و آه می کردم
  4. شمارهٔ ۱۴۷۵دل به زلفت سپردم و رفتم
  5. شمارهٔ ۱۴۷۶دل ز مهر تو در که پیوندم؟
  6. شمارهٔ ۱۴۷۷من اگر دوستت همی دارم
  7. شمارهٔ ۱۴۷۸ای وجود تو دیده جانم
  8. شمارهٔ ۱۴۷۹سحرگه که بیدار گردیده بودم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.