پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۶۴

غم کُشی چند یار خویش کنم

گریه بر روزگار خویش کنم

با دل خویش درد خود گویم

مویه بر سوکوار خویش کنم

می رود چون ز خون دل رقمی

بر درت یادگار خویش کنم

مرغ دامیم کو رُخَت که دمی

ناله در نوبهار خویش کنم؟

دل نی و جان نی، پیش تو چه کنم؟

که تو را شرمسار خویش کنم

چون به جز غم کسی نه محرم ماست

غم خود غمگسار خویش کنم

یار باید به وقت خوردن غم

خسروِ خسته یار خویش کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۶۶هر شب از شوق جامه پاره کنم
  2. شمارهٔ ۱۴۶۷چون شکر زان دو لعل تر بکنم
  3. شمارهٔ ۱۴۶۸جان من از غمت چنان شده ام
  4. شمارهٔ ۱۴۶۹گر در وصل را گشاد دهیم
  5. شمارهٔ ۱۴۷۰تیغ برکش که تا ز سر برهیم
  6. شمارهٔ ۱۴۷۱گل دل تازه گردد از دم خم
  7. شمارهٔ ۱۴۷۲این تویی تا به خواب می‌بینم
  8. شمارهٔ ۱۴۷۳رویت، ای نازنین، که می بینم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.