پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۶۸

جان من از غمت چنان شده ام

که ز غمخوارگی به جان شده ام

غم جان بود پیش از این و کنون

بکشم خویش را، بر آن شده ام

تا تو مهمان من شوی، خود را

از اجل یک شبی ضمان شده ام

پندت، ای نیک خواه، می شنوم

من که خود پند مردمان شده ام

کوه دردم ترا، گنه چه کنم

که اگر بر دلت گران شده ام

گر سگان تو التفات کنند

دور از آن روی استخوان شده ام

خوار منگر که خسروم آخر

که غلام تو رایگان شده ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۷۰تیغ برکش که تا ز سر برهیم
  2. شمارهٔ ۱۴۷۱گل دل تازه گردد از دم خم
  3. شمارهٔ ۱۴۷۲این تویی تا به خواب می‌بینم
  4. شمارهٔ ۱۴۷۳رویت، ای نازنین، که می بینم
  5. شمارهٔ ۱۴۷۴دوش می رفت و آه می کردم
  6. شمارهٔ ۱۴۷۵دل به زلفت سپردم و رفتم
  7. شمارهٔ ۱۴۷۶دل ز مهر تو در که پیوندم؟
  8. شمارهٔ ۱۴۷۷من اگر دوستت همی دارم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.