پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۶۶

هر شب از شوق جامه پاره کنم

عاشق عاشقم، چه چاره کنم

گر برآید مه از گریبانش

دامن از گریه پر ستاره کنم

از درونم برون نخواهد رفت

گر چه صد جای سینه پاره کنم

خون شد این دل، نگر ز بهر جفات

دل دیگر ز سنگ خاره کنم

جرعه ای گر بیابم از لب تو

صوفیان را شراب خواره کنم

چند گویی که صبر کن در هجر

گر توانم هزار باره کنم

من همی میرم و تو آب حیات

چون توانم ز تو کناره کنم

تو کنی جور بر دل خسرو

من چو بیگانگان نظاره کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۶۸جان من از غمت چنان شده ام
  2. شمارهٔ ۱۴۶۹گر در وصل را گشاد دهیم
  3. شمارهٔ ۱۴۷۰تیغ برکش که تا ز سر برهیم
  4. شمارهٔ ۱۴۷۱گل دل تازه گردد از دم خم
  5. شمارهٔ ۱۴۷۲این تویی تا به خواب می‌بینم
  6. شمارهٔ ۱۴۷۳رویت، ای نازنین، که می بینم
  7. شمارهٔ ۱۴۷۴دوش می رفت و آه می کردم
  8. شمارهٔ ۱۴۷۵دل به زلفت سپردم و رفتم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.