پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۶۳

ما در این شهر پای بند توایم

عاشق قامت بلند توایم

مرده آن دهان چون پسته

کشته آن لب چو قند توایم

می دوانی و می کشی ما را

چون بدیدی که در کمند توایم

ای جفا بر دلم پسندیده

دوستی بود، ار سپند توایم

گو رفیقان، سفر کنید که ما

نتوانیم، پای بند توایم

گذری می کن، ار طبیب منی

آتش می نه، ار سپند توایم

باز پرسی تو حال خسرو را

تا چه غایت نیازمند توایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۶۵خیز تا باده در پیاله کنیم
  2. شمارهٔ ۱۴۶۶هر شب از شوق جامه پاره کنم
  3. شمارهٔ ۱۴۶۷چون شکر زان دو لعل تر بکنم
  4. شمارهٔ ۱۴۶۸جان من از غمت چنان شده ام
  5. شمارهٔ ۱۴۶۹گر در وصل را گشاد دهیم
  6. شمارهٔ ۱۴۷۰تیغ برکش که تا ز سر برهیم
  7. شمارهٔ ۱۴۷۱گل دل تازه گردد از دم خم
  8. شمارهٔ ۱۴۷۲این تویی تا به خواب می‌بینم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.