پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۸۰

صبح است و دهر از خرمی چون روضه رضوان نگر

جنبیدن باد صبا جلوه گر بستان نگر

خندید خورشید فلک چون سرخ گل در بوستان

از خنده آن سرخ گل آفاق را خندان نگر

در چشمه خورشید اگر آبی ندیده ستی گهی

خیزند چون ز خواب خوش، رو شستن خوبان نگر

رکن سریر مملکت کز دولت قطب جهان

ارکان ملک و دین قوی از روی چار ارکان نگر

والا حسن دستور شه کز بهر وجه عالمی

از کف دستش هر خطی دیباچه احسان نگر

بنموده پیش مهر و مه از لوح محفوظ آیتی

کاینک ز بهر عمر خود منشور جاویدان نگر

گر صبح مشرق، خسروا، از آسمان طالع شود

صبح سعادت را طلوع از فر خسروخان نگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸۲ماه ندیدی ار دلا، یار چو ماه من نگر
  2. شمارهٔ ۱۰۸۳ای به تپیدن از تو دل، هوش که می بری مبر
  3. شمارهٔ ۱۰۸۴گر تو کلاه کج نهی، هوش ز ما شود مگر
  4. شمارهٔ ۱۰۸۵ای ز چون تو بت شده، صد پارسا زنار دار
  5. شمارهٔ ۱۰۸۶ای چراغ جانم از شمع جمالت نور دار
  6. شمارهٔ ۱۰۸۷یا رب، این ماییم از آن جان و جهان افتاده دور
  7. شمارهٔ ۱۰۸۸گر هنر داری مرنج، ار کم نشینی بر ستور
  8. شمارهٔ ۱۰۸۹یا رب، آن رویست یا گلبرگ خندان در نظر
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.