پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۷۹

جانی، ندانم این چنین با زندگانی، ای پسر

کز خوبرویان جهان با کس نمانی، ای پسر

دل می برد رفتار تو، خون می کند گفتار تو

حیرانم اندر کار تو بر چه سانی، ای پسر

زرین کمر بالای سر جعدی فروتر از کمر

ره می روی وز جعدتر جان می فشانی، ای پسر

کشتی، اگر دل برکنی، مردم اگر دور افگنی

زیرا که هم جان منی، هم زندگانی، ای پسر

گر هیچ رویی چون سمن، ز آیینه بینی یک سخن

چون تو به روی خویشتن حیران، نمانی ای پسر

بهر چو تو مردافگنی، کردم فدا جان و تنی

گر چه تو قدر چون منی هرگز ندانی، ای پسر

چون نیست صبر از روی تو، هر ساعتی بر بوی تو

چون سگ دوم در کوی تو، گر چه نخوانی، ای پسر

آزرده جانی را مکش، بی خان و مانی را مکش

مسکین جوانی را مکش، تو هم جوانی، ای پسر

خسرو درین بیچارگی دارد سر آوارگی

در کار او یکبارگی نامهربانی، ای پسر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸۱ای از تو خوبان خورده خون تو از همه خونخواره تر
  2. شمارهٔ ۱۰۸۲ماه ندیدی ار دلا، یار چو ماه من نگر
  3. شمارهٔ ۱۰۸۳ای به تپیدن از تو دل، هوش که می بری مبر
  4. شمارهٔ ۱۰۸۴گر تو کلاه کج نهی، هوش ز ما شود مگر
  5. شمارهٔ ۱۰۸۵ای ز چون تو بت شده، صد پارسا زنار دار
  6. شمارهٔ ۱۰۸۶ای چراغ جانم از شمع جمالت نور دار
  7. شمارهٔ ۱۰۸۷یا رب، این ماییم از آن جان و جهان افتاده دور
  8. شمارهٔ ۱۰۸۸گر هنر داری مرنج، ار کم نشینی بر ستور
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.