پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۳۸

پای ناز ارچه گهی جانب ما نگذارد

هم توان زیستن، ار جای به جا نگذارد

این که هر بار گذارد قدم و زار کشد

هم به یکبار همان تیغ چرا نگذارد؟

هیچ رنجیش مباد، ار چه درین بیماری

هیچ روزی قدمی جانب ما نگذارد

خود برد اشک به کو درد دل ماش، از آنک

آنچه اندر دل ما هست صبا نگذارد

دی به دشنامی ذکرم به زبانش می رفت

شکر این لطف رهی جز به دعا نگذارد

جان ترا سجده کند، ای بت کافر دل و بس

هر نمازی که دگر هست روا نگذارد

طاق ابروی بلند تو قومی محرابی ست

که درو چشم تو جز خواب قضا نگذارد

غمزه را گوی، گرت کشتن جمعی هوس است

که کسی بهتر ازو حق بلا نگذارد

سبق بیداد که پیش تو گرفته ست فلک

بر رخ خسرو یک حرف خطا نگذارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۴۰جهان به خواب و شبی چشم من نیاساید
  2. شمارهٔ ۱۰۴۱ترکی که جست و جوی دل من جز او نبود
  3. شمارهٔ ۱۰۴۲چو باد صبح به آن سرو خوش خرام شود
  4. شمارهٔ ۱۰۴۳دلی کاو عاشق روییست در گلزار نگشاید
  5. شمارهٔ ۱۰۴۴دلدار مرا بهره به جز غم نفرستاد
  6. شمارهٔ ۱۰۴۵دست ز کار شد مرا، دست به یار در نشد
  7. شمارهٔ ۱۰۴۶تو کز سوزم نه‌ای واقف، دلت بر من نمی‌سوزد
  8. شمارهٔ ۱۰۴۷ز هجر سوخته شد جان من سپند تو باد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.