پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۴۴

دلدار مرا بهره به جز غم نفرستاد

بر درد دل سوخته مرهم نفرستاد

چندین شب غم رفت که مهتاب جمالش

نوری به سوی زاویه غم نفرستاد

عمرم به سر آورد به امید می وصل

شربت که گه مرگ بود هم نفرستاد

ماییم و سر جوش جگر، جام لبالب

کز بزم وفا رطل دمادم نفرستاد

دی نرم تری گفت سخن، تیر عتابش

از سینه گذاشت، ار چه که محکم نفرستاد

لعلش که عطا کرد به شاهان در و یاقوت

در یوزه درویش مسلم نفرستاد

یک خنده نکرد از پی جان داری بیمار

گرینده کسی نیز به ماتم نفرستاد

شادم به جگر سوزی هجرانش که باری

این مایه ز اقبال خودم کم نفرستاد

بویی به صبا ده که شده لنگر خسرو

تا باد برونش از حد عالم نفرستاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۴۶تو کز سوزم نه‌ای واقف، دلت بر من نمی‌سوزد
  2. شمارهٔ ۱۰۴۷ز هجر سوخته شد جان من سپند تو باد
  3. شمارهٔ ۱۰۴۸صبا چو در سر آن زلف نیم تاب شود
  4. شمارهٔ ۱۰۴۹غم کشت مرا آن بت نوشاد نیامد
  5. شمارهٔ ۱۰۵۰کدام دل که تو غمزده زدی فگار نشد؟
  6. شمارهٔ ۱۰۵۱گل آمد و ز دوست صبایی نمی‌رسد
  7. شمارهٔ ۱۰۵۲کسی که دیدن آن ترک باده نوش رود
  8. شمارهٔ ۱۰۵۳کسی که دیدن آن چشم خوابناک رود
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.