پرش به محتوای اصلی
خیام خیام

دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸]

رباعی ۱۱۲

چون عهده نمی‌شود کسی فردا را

حالی خوش کن تو این دلِ سودا را

مِی نوش به ماهتاب، ای ماه که ماه

بسیار بگردد و نیابد ما را

ادامه‌ی دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸]

  1. رباعی ۱۱۴هنگام سپیده‌دم خروس سحری
  2. رباعی ۱۱۵وقت سحر است، خیز ای مایهٔ ناز
  3. رباعی ۱۱۶هنگام صَبوح ای صنمِ فرخْ‌پی
  4. رباعی ۱۱۷صبح است، دمی بر می گلرنگ زنیم
  5. رباعی ۱۱۸روزی‌ست خوش و هوا نه گرم است و نه سرد
  6. رباعی ۱۱۹فصلِ گُل و طَرْفِ جویْبار و لبِ کِشْت
  7. رباعی ۱۲۰بر چهرهٔ گُل نسیمِ نوروز خوش است
  8. رباعی ۱۲۱ساقی! گل و سبزه بس طربناک شده‌ است 
همه‌ی دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸] ←

خیام درباره‌ی خیام

حکیم ابوالفتح عمربن ابراهیم الخیامی مشهور به «خیام» -فیلسوف و ریاضیدان و منجم و شاعر ایرانی- در سال ۴۳۹ هجری قمری در نیشابور زاده شد. وی در ترتیب رصد ملکشاهی و اصلاح تقویم جلالی همکاری داشت. وی اشعاری به زبان پارسی و تازی و کتاب‌هایی نیز به هر دو زبان دارد. از آثار او در ریاضی و جبر و مقابله، رسالهٔ «فی شرح ما اشکل من...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.