پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۲۷۱

پیداست که سودای تو دارم ز نهان

صفرا مکن این آتش سودا بنشان

دارم سر آنکه با تو دربازم سر

گر هست سر منت سری درجنبان

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۲۷۳گر خاک ز من به اشک خون پالودن
  2. رباعی شمارهٔ ۲۷۴چون زندگی آفت است جانم گم کن
  3. رباعی شمارهٔ ۲۷۵خاقانی اگرچه دارد از درد نهان
  4. رباعی شمارهٔ ۲۷۶امروز به حالی است ز سودا دل من
  5. رباعی شمارهٔ ۲۷۷خاقانی را غم نو و درد کُهُن
  6. رباعی شمارهٔ ۲۷۸خاقانی اگر کسی جفا دارد خو
  7. رباعی شمارهٔ ۲۷۹خاقانی ازین کوچهٔ بیداد برو
  8. رباعی شمارهٔ ۲۸۰کو آن می دیرسال زودافکن تو
همه‌ی رباعیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.