پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۲۱۷

از عشق تو کشتهٔ شمشیر شوم

بی‌دردم اگر ز خواهشت سیر شوم

زان آمده در عشق مرا پای به درد

تا در سر کوی تو زمین‌گیر شوم

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۲۱۹اکنون که شب آمد برود جانانم
  2. رباعی شمارهٔ ۲۲۰افغان که ز دل برای سوز آوردم
  3. رباعی شمارهٔ ۲۲۱خاقانی را ز آن رخ و زلفین به خم
  4. رباعی شمارهٔ ۲۲۲امروز که خورشید سمای سخنم
  5. رباعی شمارهٔ ۲۲۳آن ماه به کشتی در و من در خطرم
  6. رباعی شمارهٔ ۲۲۴آزار کنی و جور فرمائی هم
  7. رباعی شمارهٔ ۲۲۵تو گلبن و من بلبل عشق آرایم
  8. رباعی شمارهٔ ۲۲۶بر فرق من آتش تو فشانی و دلم
همه‌ی رباعیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.