پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۳۸

چون نامهٔ تو نزد من آمد شب بود

برخواندم و زو شبی دگر کردم سود

پس نور معانی تو سر برزد زود

اندر دو شبم هزار خورشید نمود

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۴۰امشب نه به کام روزگار است آن مرد
  2. رباعی شمارهٔ ۱۴۱در باغ شعیب و خضر و موسی نگرید
  3. رباعی شمارهٔ ۱۴۲گر بد دارد و گر نکو او داند
  4. رباعی شمارهٔ ۱۴۳گردیِ لبت از لبم به بوسی آزَرد
  5. رباعی شمارهٔ ۱۴۴دندان من ار دوش لبت رنجان کرد
  6. رباعی شمارهٔ ۱۴۵رخسار تو را که ماه و گل بنده بود
  7. رباعی شمارهٔ ۱۴۶غم شحنهٔ عشق است و بلا انگیزد
  8. رباعی شمارهٔ ۱۴۷صد باره وجود را فرو ریخته‌اند
همه‌ی رباعیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.