پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۴۵

رخسار تو را که ماه و گل بنده بود

لشکرگه آن زلفِ سرافکنده بود

زلفت به شکار دل پراکند آری

لشکر به شکارگه پراکنده بود

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۴۷صد باره وجود را فرو ریخته‌اند
  2. رباعی شمارهٔ ۱۴۸آهو بودی پلنگ بدساز مگرد
  3. رباعی شمارهٔ ۱۴۹ای کشته مرا لعل تو مانند بسد
  4. رباعی شمارهٔ ۱۵۰خاقانی امید بر تو بیشی نکند
  5. رباعی شمارهٔ ۱۵۱تا چشم رهی چشم تو را چشمک داد
  6. رباعی شمارهٔ ۱۵۲دُرّی که شب افروزتر از اختر بود
  7. رباعی شمارهٔ ۱۵۳خاقانی را جور فلک یاد آید
  8. رباعی شمارهٔ ۱۵۴رخسارهٔ عاشقان مزعفر باید
همه‌ی رباعیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.