پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۴۹

قبلهٔ ابدال قلهٔ سبلان دان

کو ز شرف کعبه‌وار قطب کمال است

کعبه بود سبزپوش او ز چه پوشد

جامهٔ احرامیان که کعبهٔ حال است

در خبری خوانده‌ام فضیلت آن را

خاست مرا آرزوش قرب سه سال است

رفتم تا بر سرش نثار کنم جان

کوست عروسی که امهات جبال است

چادر بر سر کشید تا بن دامن

یعنی بکرم من این چه لاف محال است

مقعد چندین هزار ساله عجوزی

بکر کجا ماند این چه نادره حال است

موسی و خضر آمده به صومعهٔ او

صومعه دارد مگر فقیر مثال است

هست همانا بزرگ بینی آن زال

چادر از آن عیب پوش بینی زال است

گفتم چادر ز روی باز نگیری

بکر نه‌ای شرم داشتن چه خصال است

از پس بکران غیب چادر غیرت

بفکن خاقانیا که بر تو حلال است

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۵۱ - در مدح صفوة الدین مادر اخستانای شاه بانوی ایران به هفت جد
  2. شمارهٔ ۵۲تا به غربت فتاد خاقانی
  3. شمارهٔ ۵۳دارِ عزلت گزید خاقانی
  4. شمارهٔ ۵۴زیان تو در سود دانستن است
  5. شمارهٔ ۵۵مرغکی را وقت کشتن می‌دوانید ابلهی
  6. شمارهٔ ۵۶ - در مدح جمال الدین موصلی وزیرخاقانی بلند سخن در جهان منم
  7. شمارهٔ ۵۷ - در مرثیهٔ منوچهر شروان شاهآب حیوان مجوی خاقانی
  8. شمارهٔ ۵۸ - در حماسهمن که خاقانیم عزیز حقم
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.