پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۴۶ - در عزلت

شاکرم از عزلتی که فاقه و فقر است

فارغم از دولتی که نعمت و ناز است

خون ز رگ آرزو براندم و زین روی

رفت ز من آن تبی کز آتش آز است

بر قد همت قبای عزله بریدم

گرچه به بالای روزگار دراز است

تا کی جوئی طراز آستی من

نیست مرا آستین چه جای طراز است

دور فلک را به گرد من نرسد وهم

گرچه مهندس نهاد و شعوذه باز است

من به صفت کدخدای حجرهٔ رازم

شکل فلک چیست حلقهٔ در راز است

دهر نه جای من است بگذرم از وی

مسکن زاغان نه آشیانهٔ باز است

از تک و تازم ندامت است که آخر

نیستی است آنچه حاصل تک و تاز است

آقچهٔ زر گر هزار سال بماند

عاقبتش جای هم دهانه گاز است

خواه ظلم پاش خواه نور گزین پس

دیدهٔ خاقانی از زمانه فراز است

کار من آن به که این و آن نه طرازند

کانکه مرا آفرید کار طراز است

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۴۸من آن خاقانی دریا ضمیرم
  2. شمارهٔ ۴۹قبلهٔ ابدال قلهٔ سبلان دان
  3. شمارهٔ ۵۰ - در حکمتای فتی فتوی غدرت ندهم
  4. شمارهٔ ۵۱ - در مدح صفوة الدین مادر اخستانای شاه بانوی ایران به هفت جد
  5. شمارهٔ ۵۲تا به غربت فتاد خاقانی
  6. شمارهٔ ۵۳دارِ عزلت گزید خاقانی
  7. شمارهٔ ۵۴زیان تو در سود دانستن است
  8. شمارهٔ ۵۵مرغکی را وقت کشتن می‌دوانید ابلهی
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.