پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۴۴ - در ذم غرور به مال

مشو خاقانیا مغرور دولت

که دولت سایهٔ ناپایدار است

به دولت هر که شد غره چنان دان

که میدانش آتش و او نی‌سوار است

چو صبح است اول و چون گل به آخر

که این کم عمر آن اندک قرار است

به رنگی کز خم نیلی فلک خاست

مشو خرم که رنگ سوگوار است

در آن منگر که نیل او سراب است

که خود نیلش سراب عمر خوار است

بسا دولت که محنت زادهٔ اوست

که خاکستر ز آتش یادگار است

بسا محنت که دولت، آخر اوست

که دی مه را نتیجه نوبهار است

سر دولت غرور است و میان لهو

به پایانش زوال روزگار است

به می ماند که می فسق است ز اول

میانه مستی و آخر خمار است

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۴۶ - در عزلتشاکرم از عزلتی که فاقه و فقر است
  2. شمارهٔ ۴۷ - در موعظه و نصیحتهم چنین فرد باش خاقانی
  3. شمارهٔ ۴۸من آن خاقانی دریا ضمیرم
  4. شمارهٔ ۴۹قبلهٔ ابدال قلهٔ سبلان دان
  5. شمارهٔ ۵۰ - در حکمتای فتی فتوی غدرت ندهم
  6. شمارهٔ ۵۱ - در مدح صفوة الدین مادر اخستانای شاه بانوی ایران به هفت جد
  7. شمارهٔ ۵۲تا به غربت فتاد خاقانی
  8. شمارهٔ ۵۳دارِ عزلت گزید خاقانی
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.