پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۲۳۱ - در مدح تاج الدین

دو گهر دان پیمبری و کرم

زاده از کان کاینات به هم

هر دو را کوهسار مغز بشر

هر دو را آفتاب نور قدم

ز آفرینش درخت انسی راست

بیخ پیغمبری و شاخ کرم

دهر بیخ پیمبری بگسست

شاخ رادی به تیغ کرد قلم

نه پیمبر بزاد از کیهان

نه نبی خود بزاید از عالم

بس که روز پیمبری که گذشت

ندمد صبح رادمردی هم

حکم حق تا درِ نبوت بست

بست گردون درِ فتوت هم

نه نه گرچه پیمبری شد ختم

راد مردی برفت باز عدم

که‌آشکارا چو روز می‌بینی

آفتاب کرم در اوج هِمَم

آفتاب کرم کجاست به ری

اهل همت که‌راست ز اهل عجم

سروری دارد آنکه قالب جود

کند احیا چو عیسیِ مریم

گوهر تاج ملک، تاج الدین

کوست سردار گوهر آدم

حاسد خاک پای او کعبه

تشنهٔ آب دست او زمزم

کرمش چشمه سار مشرب خضر

قلمش سر بهای خاتم جم

سر تیغ و زبانهٔ قلمش

هست دندانه چو لب خاتم

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۲۳۳امشب من و اوحد و مؤید
  2. شمارهٔ ۲۳۴بیش بیش است فضل خاقانی
  3. شمارهٔ ۲۳۵در چنین علت ای طبیب مرا
  4. شمارهٔ ۲۳۶ - در شکر ایادی شمس الدین رئیسمن که خاقانیم جفای وطن
  5. شمارهٔ ۲۳۷خاقانیا به کعبه قسم یاد کن که من
  6. شمارهٔ ۲۳۸غصهٔ دل گفت خاقانی که از ابناء جنس
  7. شمارهٔ ۲۳۹هر خشک و تر که داشتم از غم بسوختم
  8. شمارهٔ ۲۴۰به مجلس کو نزیل جود خویش است
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.