پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۲

اذا ما الطیر غنت فی‌الصباحِ

اجب داعی معاطاة الملاحِ

هوا پر خندهٔ شیرین صبح است

بیار آن گریهٔ تلخ صراحی

ارق فضلاتها فالارض عطلی

تحلیها بوشی او وشاحِ

قبای صبح را مشکین زره زن

به موی زلف ترکانِ سِلاحی

سیر نوالدیک عن عین‌السکاری

ویشدوا کالسکاری و هو صباحِ

صلاح از می سر رشته کند گم

صلائی درده ار مرد صلاحی

کان الدار و الکاسات دارت

ریاض اللهو حفت بالاقاحی

توئی تو راح را خاقانیا اهل

قفای عقل زن گر مرد راحی

به شروان شاه اخستان تیمن

تری سعدالسعود علی‌النواحی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۹۴ما انصف ندمانی لو انکر ادمانی
  2. غزل شمارهٔ ۳۹۵یارب لیل مظلم قد قلت یارب ارحم
  3. غزل شمارهٔ ۳۹۶قم بکرة و خذها با کورة الحیاتِ
  4. غزل شمارهٔ ۳۹۷از روی تو فروزد شمع سرای عیسی
  5. غزل شمارهٔ ۳۹۸چو عمر رفته تو کس را به هیچ کار نیایی
  6. غزل شمارهٔ ۳۹۹دیوانه شوم چون تو پری‌وار نمایی
  7. غزل شمارهٔ ۴۰۰لاله‌رخا! سمن‌برا! سروِ روان کیستی؟
  8. غزل شمارهٔ ۴۰۱باز از نوای دلبری، سازی دگرگون می‌زنی
همه‌ی غزلیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.