پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۵

یارب لیل مظلم قد قلت یارب ارحم

حتی تجلی الصبح لی فی‌الساترین المُعْلَم

جام صبوحی ده قوی چون صبح بنمود از نوی

بوئی چو باد عیسوی رنگ چو اشک مریمی

هات من الدن دما فاشرب هنیا فی‌الملا

فالنفس من قبل الصبی ربت جنانا بالدم

خون خورده‌ای نُه مه پسر خون رزان می‌خور دگر

کاین آدمی را آبخور خون است مسکین آدمی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۹۷از روی تو فروزد شمع سرای عیسی
  2. غزل شمارهٔ ۳۹۸چو عمر رفته تو کس را به هیچ کار نیایی
  3. غزل شمارهٔ ۳۹۹دیوانه شوم چون تو پری‌وار نمایی
  4. غزل شمارهٔ ۴۰۰لاله‌رخا! سمن‌برا! سروِ روان کیستی؟
  5. غزل شمارهٔ ۴۰۱باز از نوای دلبری، سازی دگرگون می‌زنی
همه‌ی غزلیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.