پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۶

قم بکرة و خذها با کورة الحیاتِ

فالدیک قد ینادی هات السُّلاف هاتِ

در جام زیبقی کن گوگرد سرخ ذاتی

آن کیمیای جان‌ها وان گوهر نباتی

راحا کعین دیک اصفی من الفراتِ

فالدیک فی اذان والکاس فی الصلوةِ

لب تشنگان جان را سیارهٔ حیاتی

بل یوسفان دل را از چاه غم نجاتی

هات‌الصبوح فاشرب مستدرک الفواتِ

انعم بها صبوحی واجمع بهاشتاتِ

مِیْ خواه و دیوْ دل باش ارچه مَلَک صفاتی

از سرزنش چه ترسی نه قاضی‌القضاتی

حفت الیک روحی حتی انحنت قناتی

لاالخیر فی حیاتی لاالضر من مماتی

خاقانیا چو دیدی از عمر بی‌ثباتی

نَطع هوس برافشان پندار شاه‌ماتی

وصف خدایگان خوان گر مرد معجزاتی

اقبال پادشه را از سیل حادثاتی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۹۸چو عمر رفته تو کس را به هیچ کار نیایی
  2. غزل شمارهٔ ۳۹۹دیوانه شوم چون تو پری‌وار نمایی
  3. غزل شمارهٔ ۴۰۰لاله‌رخا! سمن‌برا! سروِ روان کیستی؟
  4. غزل شمارهٔ ۴۰۱باز از نوای دلبری، سازی دگرگون می‌زنی
همه‌ی غزلیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.