پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قصاید

شمارهٔ ۴۸ - قصیده

منتظری تا ز روزگار چه خیزد

عقل بخندد کز انتظار چه خیزد

جز رصدان سیه سپید نشاندن

بر ره جان‌ها ز روزگار چه خیزد

بیش ز تاراج باز عمر سیه سر

زین رصدان سپید کار چه خیزد

روز و شب آبستن و تو بستهٔ امید

کز رحم این دو باردار چه خیزد

گیر که خود هر دو باردار مرادند

چون فکنند از شکم ز بار چه خیزد

بر سر بازار دهر خاک چه بیزی

حاصل ازین خاک جز غبارچه خیزد

راز جهان جو به جو شمار گرفتی

چون همه هیچ است ازین شمار چه خیزد

هیچ دو جو کمتر است نقد زمانه

صرفه بران را ازین عیار چه خیزد

چند کنی زینهار بر در ایام

چون نپذیرد ز زینهار چه خیزد

نقش بهاری که نخل بند نماید

عین خزان است ازین بهار چه خیزد

رنگ دلت یادگار آتش عمر است

دانی از آتش که یادگار چه خیزد

بر در خاقانی اکبر آی و کرم جوی

از در دریای تنگ‌بار چه خیزد

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۵۰ - در رثاء امام محمد بن یحیی و حادثهٔ حبس سنجر در فتنهٔ غزآن مصر مملکت که تو دیدی خراب شد
  2. شمارهٔ ۵۱ - قصیدهخوی فلک بین که چه ناپاک شد
  3. شمارهٔ ۵۲ - در رثاء زوجهٔ خوددیر خبر یافتی که یار تو گم شد
  4. شمارهٔ ۵۳ - قصیدهای دل، به سرِ مویی، آزاد نخواهی شد.
  5. شمارهٔ ۵۴ - در ستایش رکن الدین محمد بن عبد الرحمن طغان یزکجام طرب کش که صبح کام برآمد
  6. شمارهٔ ۵۵ - وقتی او را از رفتن به خراسان منع می‌کردند مشتاقانه این قصیدهٔ را سرودچه سبب سوی خراسان شدنم نگذارند
  7. شمارهٔ ۵۶ - قصیدهلطف ملک العرش به من سایه برافکند
  8. شمارهٔ ۵۷ - قصیدهبس بس ای طالع خاقانی چند
همه‌ی قصاید ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.