پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی

افسر کرمانی

قصاید

۸۸ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ - شاه اورنگ امامت دی به تأدیبم ادیبی نکته سنج و نکته دان
  2. شمارهٔ ۶۲ - جام آفتاب آمد زمان آنکه دلارام عاشقان
  3. شمارهٔ ۶۳ - روضه رضوان بنال ای خطه یزد و ببال ای ساحت کرمان
  4. شمارهٔ ۶۴ - آفتاب کشور خوبان صبح چو مهر از درم درآمد جانان
  5. شمارهٔ ۶۵ - با کاروان نور فرو ریزم از دوری روی جانان
  6. شمارهٔ ۶۶ - دل ایمن چرا ایمن نباشد دل، چرا ساکن نگردد جان
  7. شمارهٔ ۶۷ - نقطه پرگار ای یوسف جان تا کی، در چاه تنی پنهان
  8. شمارهٔ ۶۸ - ای زلف بتم زلف بتم، ای جادوی حیلت گر فتان
  9. شمارهٔ ۶۹ - شبی شبه سان شبی چو زلف دلارام مشک فام و شبه سان
  10. شمارهٔ ۷۰ - ارمغان آوخ که شد ز تیر غمت قامتم کمان
  11. شمارهٔ ۷۱ - مهر سپهر جلال تاخت بکاخ حمل، خسرو خور تا عنان
  12. شمارهٔ ۷۲ - اختر برج جمال ز مقدم فروردین، ماه طراوت نشان
  13. شمارهٔ ۷۳ - خدیو کشور توحید به مصر باختر چون یوسف خور گشت در زندان
  14. شمارهٔ ۷۴ - شاهد بزم ازل ای حجت عظمای حق، مولی امیرالمؤمنین
  15. شمارهٔ ۷۵ - پیک صبا ای صبا، ای نفست قافله فروردین
  16. شمارهٔ ۷۶ - آیت حُسن عید است و شاه دلبران در بزم دل باشد مکین
  17. شمارهٔ ۷۷ - نوبهار اگر سری است با گلت به عارض نگار بین
  18. شمارهٔ ۷۸ - زلزله کرمان داورا،‌ دریادلا، ای آن که در هنگام خشم
  19. شمارهٔ ۷۹ - عید عاشقان عید است و بسته هر کران، زیبا بتان زیور همه
  20. شمارهٔ ۸۰ - دیدار آفتاب ای که اندر گلشن خوبی گلی نشکفته است
  21. شمارهٔ ۸۱ - با سالکان کوی دوست مرا به خانه ی درون، دلی بود از آن تو
  22. شمارهٔ ۸۲ - طاووس جنت از زلف تا به دوش بتم پا نهاده‌ای
  23. شمارهٔ ۸۳ - نقش چلیپا ای زلف تا به دوش بتم پا نهاده‌ای
  24. شمارهٔ ۸۴ - آیت عدل زلفکا، وه، وه، تو آن مشکین رسن پرچین نقابی
  25. شمارهٔ ۸۵ - بهار بی خزان مرا کاین صبح روشن زا یک امشب در کنار استی
  26. شمارهٔ ۸۶ - خسرو خوبان مرا کی صبح روشن زا یک امشب در کنار استی
  27. شمارهٔ ۸۷ - خزان عاشقان با آن بهار خوبی و گلزار دلبری
  28. شمارهٔ ۸۸ - طرحی نو دوش اندر آمد از درم، خوش خوش نکو دلدارکی

متن اشعار به نقل از گنجور.