پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

قطعات

شمارهٔ ۱۵۰ - ایضا له

ای که خورشید بی رضای تو سر

از گریبان صبح بر نکند

جز بعون بنان تو دریا

دامن ابر پر گهر نکند

کوه دستی که زیر سنگ ز تست

با وقار تو در کمر نکند

خادم ارچه ز اعتماد کرم

که گهی لفظ پاکتر نکند

دست راد ترا ز گستاخی

بحر خواند وزان حذر نکند

پیش لطفت ادب نگهدارد

سخن طوطی و شکر نکند

گر تو او را غلام خود خوانی

با همه خواجه سر بسر نکند

نظر همّت تو بس عالیست

زان بکارش درون نظر نکند

نیک دانی که خادم داعی

خدمت تو ز بهر زر نکند

لیک معذور نیست نزد خرد

که ز حال خودت خبر نکند

گرچه از غایت غوایت جهل

کرد کاری که هیچ خبر نکند

سفری کرد ناگهان و کسی

ارتکاب چنین خطر نکند

روزگارش همی کند تادیب

تا چنین کارها دگر نکند

تا در این شهر آمدست رهی

جز ثنایت همی ز بر نکند

رفت ماهی و هیچکس سوی او

التفاتی بخیر و شر نکند

وجه ترتیب قوت خود هر شب

جز ز خونابۀ جگر نکند

خانه یی دارد آنچنان که درو

هیچ دیوانه یی مقر نکند

زین سیه چاه گونۀ دلگیر

کافتاب از برش گذر نکند

خاکش از مدبری بدان رتبت

کش صبا نیز پی سپر نکند

من نشسته به انتظار که وای

اگرم خواجه بهره ور نکند

گاه گویم فراموشم کردست

گاه گویم که نی ، مگر نکند

گاه خود را همی دهم عشوه

کو عطاهای مختصر نکند

حرص می گویدم کند لابد

عقل می گویدم وگر نکند

روز و شب خاطرم در این سوداست

که دمی از خودش بدر نکند

تو خود از کارمن چنان فارغ

کین سخن در تو هیچ اثر نکند

غم اهل هنر تو خورکاینجا

کس همی یاد از هنر نکند

بحر جود ترا چه عذر بود؟

که لبی خشک گشته تر نکند

لایق او بساز ترتیبی

کو قناعت به ماحضر نکند

یا بفرمای توشۀ راهش

آنچنان کش از آن گذر نکند

یاش سوگند ده که تا پس از این

بر بدیهه چنین سفر نکند

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۵۲ - وله ایضااز رضی الملک الحق شرمساری حاصلست
  2. شمارهٔ ۱۵۳ - وله ایضااز علامتها که در آخر زمان
  3. شمارهٔ ۱۵۴ - وله ایضاای آنکه از مدارج مدح تو قاصرست
  4. شمارهٔ ۱۵۵ - وله ایضادور گردون با همه کس بدفعالی می‌کند
  5. شمارهٔ ۱۵۶ - وله ایضاای پیشوای شرع که ایناء روزگار
  6. شمارهٔ ۱۵۷ - ایضا لهخواجه در تحسین فزاید چون ببیند کز پیش
  7. شمارهٔ ۱۵۸ - وله ایضاایا شگرف نوالی که در زمین و زمان
  8. شمارهٔ ۱۵۹ - ایضا لهمرا چه حاصل ازین خواجگان بی حاصل
همه‌ی قطعات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.