پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

قطعات

شمارهٔ ۱۱۴ - جواب نامهٔ صدر صفی الدّین یزدی

به من رسید مقالی که گر بکوه رسد

ز شوق و ذوق زجای نشست بر خیزد

معانیی ز ظروف حروف افزون تر

که گر از آن بچشد عقل هست برخیزد

اگر بصورت معنی نقاب دور کند

فغان ز طایفة بت پرست بر خیزد

دلی که یک سرانگشت ازین برو خوانی

برقص از سرجان یک بدست بریزد

به مغز هر که رسد شمّه یی ز الفاظش

به طبع خوش ز سر هر چه هست بر خیزد

مثال صاحب عادل که از میامن او

ز زلف مادر خان هم شکست برخیزد

چو نرگس انکه بود بخت و دولتش خفته

نسیم لطفش بر وی چو جست برخسزد

هزار سال غمی بر دل ار نشسته بود

چو در خیالش یکدم نشست برخیزد

هر آن فتاده که خود را دمی به میخ نیاز

به آستانۀ او باز بست برخیزد

تن ضعیف من از زیر بار منّت او

اگر تواند برخاست پست برخیزد

عقود در که ز دست جواد او برخاست

کدام دست دگر را ز دست برخیزد؟

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۱۶ - وله ایضا فی الشّکایةدل مرا چو سپهر از غمی بپردازد
  2. شمارهٔ ۱۱۷ - و له ایضاًای که گر لطف تو فرماندۀ ایّام شود
  3. شمارهٔ ۱۱۸ - وله ایضامژده ای دل که کار دیگر شد
  4. شمارهٔ ۱۱۹ - وله ایضامی کنی دوستیّ دشمن من
  5. شمارهٔ ۱۲۰ - ایضا لهای بزرگی که بر علم تو ظاهر باشد
  6. شمارهٔ ۱۲۱ - وله ایضابنزد خواجه رفتم بهر کاری
  7. شمارهٔ ۱۲۲ - ایضا لهدانی که طمع چه گفت با من؟
  8. شمارهٔ ۱۲۳ - ایضاً لهدست آن به که خود قلم باشد
همه‌ی قطعات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.