پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۷۶۷

دل به عشق از بستگی وا می شود غمگین مباش

عاقبت این قطره دریا می شود غمگین مباش

نقد جان بیعانهٔ یک بوسه زان لعل لب است

شاد زی ایدل که سودا می شود غمگین مباش

در حصول مدعا بیتابیی در کار نیست

گر نشد امروز فردا می شود غمگین مباش

عیش خود را تلخ از زهراب نومیدی مکن

کام دل آخر مهیا می شود غمگین مباش

گر نشد کام دلت حاصل مشو در اضطراب

صبر در کار است جویا! می شود، غمگین مباش!‏

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۶۹به وادیی که کند تیغ عشق تسخیرش
  2. شمارهٔ ۷۷۰ز مستی گر رسد دستم به لب‌های نمک سودش
  3. شمارهٔ ۷۷۱شکاریی که دلم گشته است نخجیرش
  4. شمارهٔ ۷۷۲هرگز صدا نبرده در این بزم ره به گوش
  5. شمارهٔ ۷۷۳ای دل هم آرمیده و هم می رمیده باشد
  6. شمارهٔ ۷۷۴زل بند چاشنی باشد حلاوت از لبش
  7. شمارهٔ ۷۷۵خوشا جوش بهار تبت و دامان کهسارش
  8. شمارهٔ ۷۷۶بتی که برده دلم زلف عنبر بویش
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.