پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۷۶۶

چنان کز قهر او مانند صهبا آب شد آتش

چو جام باده از لطفش گل سیراب شد آتش

سرت گردم چه باشد اینکه در پیمانه می ریزی

ز خوی گرمت آتش آب شد، یا آب شد آتش

زبان اضطراب شمع یعنی شعله می گوید

زعکس آفتاب عارضی بیتاب شد آتش

فکمند افسانهٔ سوز و گدازم شور در عالم

میان سنگ آندم کز شرر در خواب شد آتش

ز فیض عکس رخساری بود جویا در این دریا

به رنگ شعلهٔ جواله گر گرداب شد آتش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۶۸از یاد که گردید دلت مسکن آتش
  2. شمارهٔ ۷۶۹به وادیی که کند تیغ عشق تسخیرش
  3. شمارهٔ ۷۷۰ز مستی گر رسد دستم به لب‌های نمک سودش
  4. شمارهٔ ۷۷۱شکاریی که دلم گشته است نخجیرش
  5. شمارهٔ ۷۷۲هرگز صدا نبرده در این بزم ره به گوش
  6. شمارهٔ ۷۷۳ای دل هم آرمیده و هم می رمیده باشد
  7. شمارهٔ ۷۷۴زل بند چاشنی باشد حلاوت از لبش
  8. شمارهٔ ۷۷۵خوشا جوش بهار تبت و دامان کهسارش
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.